العلامة المجلسي

18

حياة القلوب ( فارسي )

جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً « 1 » . وبعضي از محقّقان گفته‌اند : امام شخصي است كه حاكم باشد بر خلق از جانب خدا بواسطهء آدمي در أمور دين ودنياي آنها مثل پيغمبر الّا آنكه پيغمبر از جانب خدا بىواسطهء آدمي نقل مىكند وامام به واسطهء آدمي كه آن پيغمبر است . مؤلف گويد : اين تعريف نيز مشكل است زيرا كه بسيارى از پيغمبران غير أولو العزم تابع انبياى أولو العزم بوده‌اند وشريعت ايشان را به خلق مىرسانيدند ، وأحاديث بسيار خواهد آمد كه ائمهء أطهار ما صلوات اللّه عليهم به توسط ملائكة وروح القدس استفادهء علوم از خداوند حىّ وقيّوم مىنمودند ، وفرقى چند در أحاديث ميان نبي وامام مذكور است كه بعد از اين ان شاء اللّه بيان خواهد شد ؛ وحق اين است كه در كمالات وشرايط وصفات ، فرقى ميان پيغمبر وامام نيست بغير آنچه در اخبار ذكر خواهد شد ، واز براي تعظيم حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وآنكه آن جناب خاتم أنبياء باشد منع اطلاق اسم نبي وآنچه مرادف آن است بر آن حضرت كرده‌اند . وشيخ مفيد در كتاب « مسائل » به اين قائل شده ونسبت به فرقهء ناجيهء اماميّه داده است . وظاهر است كه در أمم سابقه بعد از وفات پيغمبرى از انبياى صاحب شريعت تا مبعوث گرديدن صاحب شريعت ديگر ، پيغمبران بسيار بودند كه اوصياى پيغمبر سابق وحافظ ملت وشريعت أو بودند ، لهذا روايت شده است از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه : علماى امّت من مانند پيغمبران بنى اسرائيلند « 2 » . وتفسير علما در بعضي از روايات به أئمة عليهم السّلام شده است « 3 » ، ومعلوم است كه هر فايده‌اى كه بر وجود رسول ونبي مترتب مىشود بر وجود امام مترتب است از دفع فساد وحفظ شريعت ومنع مردم از ظلم وجور ومعاصي . وامّا وجوب نصب امام بر حق تعالى ، پس فرقهء ناجيهء اماميّه را بر آن دلايل عقليّه

--> ( 1 ) . سورهء بقره : 124 . ( 2 ) . عوالي اللئالي 4 / 77 . ( 3 ) . بصائر الدرجات 387 ؛ كافى 1 / 213 و 439 ؛ اختصاص 306 .